دانلود رمان آریا | باربارا کارتلند | رمان عاشقانه خارجی | دانلود کتاب با بوک یاز
کانال تلگرام بوک یاز

دانلود رمان آریا | باربارا کارتلند | رمان عاشقانه خارجی

دانلود رمان آریا | باربارا کارتلند | رمان عاشقانه خارجی
4 (80%) 1 vote
لطفا به این داستان امتیاز دهید

دانلود رمان آریا

دانلود رمان آریا

نام کتاب: آریا

نام نویسنده: باربارا کارتلند (Barbara Cartland)

مترجم: مریم کریمی

خلاصه: دختری به اسم آریا به خاطر مشکلات مالی مجبور به پیدا کردن کار می شود. او دختری از خانواده ای اصیل است که خانه اجدادی اش در معرض خطر است و برادرش برای حفظ این میراث به سختی کار می کند. حالا آریا با تکیه بر دانش خود و تسلط به سه زبان، کار مناسبی پیدا کرده که حقوق خوبی هم دریافت خواهد کرد. او برای شخصی به نام دارت هیدرون کار خواهد کرد و صاحب کارش از این می ترسد که زیردستانش به او علاقه مند شوند. اما آریا به او این اطمینان را می دهد که هرگز چنین نمی شود. ولی کارلو که بازیگر معروفی است و برای مدتی مهمان خانه آقای هیدرون است، تمام این معادلات را به هم میرزد…

مشخصات کتاب

ژانر: عاشقانه

زبان کتاب: فارسی

منبع: 98ia.com

حجم کتاب: 3 مگابایت

فرمت فایل: PDF

تعداد صفحات: 181

بخشی از رمان
متاسفم که دیر کردم عزیزم چون شیر را همین چند لحظه پیش از گاوداری آوردند چای را برایت آماده کرده ام
اریا به ارامی از پشت میز برخاست و لبخندی زد و گفت:
بیل دوباره تاخیر کرد دایه نگران نباش به خاطر خدا او را سرزنش نکن میدانی که برای چارلز چه قدر دشوار است که کارگری برای دوشیدن و رسیدگی به گاو پیدا کند دایه جواب داد : این روزها سخت می توان کارگر پیدا کرد .حالا برو چایت را بخور امروز عصر کسی امد ؟
اریا به جعبه ای که چند شیلینگ توی ان بود و روی میز قرار داشت اشاره کرد و گفت:
همین طور که می بینی مشتری زیادی نداشته ایم .امروز چهار رهگذر و یک زن و شوهر موتور سوار امده بودند ان زن طوری صحبت می کرد که انگار این خانه به اندازه دو شیلینگ و نیمی که پرداخته بودند ارزش ندارد و ما می بایست شرمسار باشیم که چنین پولی از انها می گیرم
دایه غرید :چه بی شرم .اگر اینجا بودم خودم جواب شان را می دادم اریا خندید .قبلا هم این حرف را از دایه شنیده بود او در این گونه مواقع برخورد خشنی با مشتری داشت اما عملا نظر خاصی نداشت
اریا گفت : ما نباید همین چند مشتری را هم که داریم از خود برانیم با اینکه ان زن حرفهای نا مربوط می زد شوهرش چند کارت پستال خرید پولش را توی کشوی میز گذاشتم .
چارلز معتقد است که باید این پول ها را از پول ورودی جدا بگذاریم دایه با دلخوری گفت :فراموش نکرده ام او همیشه پولهای دریافتی را روی هم می گذاشت و دوست نداشت کسی به او بگوید که حسابدار چندان دقیقی نیست
اریا در حالی که دستهایش را بالای سرش می برد گفت :
بی فایده است در تمام مدت بعدازظهر فقط شش مشتری داشته ایم . فقط پانزده شیلینگ بیهوده نیست دایه ؟ همین امشب با چارلز صحبت خواهم کرد دیشب به قدری خسته بود که دلم نیامد با حرفهایم نگرانش کنم
دایه نصحیت کرد :آریا ی عزیز .بیش از اینکه عجولانه اقدام به کاری کنی قدری تامل کن البته من هم با عقاید تو موافق نیستم
راهنمایی

_ آدرس اینستاگرام سایت: لینک

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های اندروید، برنامه Lirbi Book Reader را نصب بفرمایید.

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های آیفون، برنامه ibook را نصب بفرمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در کامپیوتر از نرم افزار Winrar استفاده نمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در گوشی های اندروید از برنامه RAR استفاده نمایید.

بخش دانلود

– دانلود کتاب نسخه PDF

اگر مشکلی در دانلود این فایل دارید، لطفا گزارش دهید.با تشکر

Leila

لیلا هستم، 25 ساله. علاقه م به کتاب و کتابخوانی باعث شد تا این سایت تاسیس بشه و بتونم قدمی کوچک در راه ترویج فرهنگ کتابخوانی بردارم.از بازدیدتون سپاسگزارم. (لطفا نظر فراموش نشه)

دیدگاه خود را بیان کنید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

avatar
  اشتراک در  
اشاره به موضوع
بستن فهرست