دانلود رمان برای او | سوزان مالری | رمان عاشقانه | دانلود کتاب با بوک یاز
کانال تلگرام بوک یاز

دانلود رمان برای او | سوزان مالری | رمان عاشقانه

دانلود رمان برای او | سوزان مالری | رمان عاشقانه
3.5 (70%) 2 votes
لطفا به این داستان امتیاز دهید

دانلود رمان برای او

دانلود رمان برای او

نام کتاب: برای او (Having Her Boss’s Baby)

نام نویسنده: سوزان مالری (susan mallery)

خلاصه: داستان درباره ی دختر جوان و 19 ساله ای به نام نوئله هست که متوجه می شود طی راب ط ه ای که با برادر کوچکتر رئیسش “جیمی”داشته حامله شده اما موضوع از این قرار است که جیمی در حال حاضر زنده نیست و طی یک سانحه از بین رفته است. او که وضع مالی خوبی نداشته سردرگم است اما وقتی رئیس میلیاردرش از این موضوع مطلع می شود و خود را مسبب از بین رفتن برادرش میداند برای جبران رفتار بدی که با برادرش داشته پیشنهاد عجیبی به این دختر جوان می دهد…

مشخصات کتاب

ژانر: عاشقانه، هم خونه ای

زبان کتاب: فارسی

منبع: 98ia.com

حجم کتاب: 1 مگابایت

فرمت فایل: PDF

تعداد صفحات: 202

بخشی از رمان
تا ھنگامی که نوئِله استیونسون کلمه ی ” باردار ” را بر روی برچسب پلاستیک ندیده بود ، به خود اجازه داده بود که باور کند ھمه چیز مرتب است و مشکلی وجود ندارد . بالاخره این اولین بارش بود . و به این دلیل دوره ی ارفاقی برای او وجود نداشت ؟ مانند زمانی که مھلت پرداخت قبض برق تمام شده ؟ و انھا تا چند روز گذشت کرده و برق را قطع نمیکنند ؟
فکر کرد که احتمالا این طور نیست ، و در حالی که پلاستیک را در دست خود میچرخاند ؛ به سختی نفس میکشید . حامله . خودش. نمیتوانست تصور کند که خانواده اش چه خواھند گفت . نه اینکه او را بکشند . برایش راحت تر بود که انھا عصبانی شوند . اما بالکس ، انھا بدون ھیچ حرفی به ھم نگاه میکردند و با سکوت خود ، او و خواھرانش را دیوانه کرده ، و سپس از او میپرسیدند که میخواھد چکار کند.
به ھر حال خودش بود که این شرایط را به وجود اورده و اکنون نیز باید با عواقبش کنار میامد . انھا از دست او نا امید میشدند و این ھمیشه بدترین چیز بود. به آینه نگاه کرد و ترس را در چشمان خود دید . دو ھفته ی دیگر ٢٠ ساله میشد .و قرار بود که در پاییز ، سال دوم خود را در کالج اغاز کند . نمیتوانست بچه ای وجود داشته باشد. قرار نبود این اتفاق بیوفتد.
صدای قدم ھایی حواسش را به خود جلب کرد . تازه ساعت از ۶ صبح گذشته بود و کسی نباید در دفتر میبود . چه کسی امروز صبح را انتخاب کرده بود که زودتر در دفتر حاضر شود ؟
بدون انکه منتظر جواب شود ، پلاستیک را در جعبه اش قرار داده و آن را در جیب کت خود گذاشت . نگاھی سریع به اطراف توالت رئیس خود انداخت تا مطمئن شود چیزی را جای نگذاشته و سپس سریعا از اتاق عبود کرد و امیدوار بود قبل از انکه کسی مچش را بگیرد بتواند از انجا خارج شود.
به سرعت از اتاق بزرگ عبور کرده تا به راھرو رود ، اما محکم به کسی برخورد کرد که بیشتر از ھمه میخواست از او اجتناب کند…
راهنمایی

_ آدرس اینستاگرام سایت: لینک

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های اندروید، برنامه Lirbi Book Reader را نصب بفرمایید.

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های آیفون، برنامه ibook را نصب بفرمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در کامپیوتر از نرم افزار Winrar استفاده نمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در گوشی های اندروید از برنامه RAR استفاده نمایید.

بخش دانلود

– دانلود کتاب نسخه PDF

اگر مشکلی در دانلود این فایل دارید، لطفا گزارش دهید.با تشکر

Leila

لیلا هستم، 25 ساله. علاقه م به کتاب و کتابخوانی باعث شد تا این سایت تاسیس بشه و بتونم قدمی کوچک در راه ترویج فرهنگ کتابخوانی بردارم.از بازدیدتون سپاسگزارم. (لطفا نظر فراموش نشه)

دیدگاه خود را بیان کنید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

avatar
  اشتراک در  
اشاره به موضوع
بستن فهرست