دانلود رمان بشنو صدای عشق را | ghazaleh-j | دانلود رمان ایرانی | دانلود کتاب با بوک یاز
کانال تلگرام بوک یاز

دانلود رمان بشنو صدای عشق را | ghazaleh-j | دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان بشنو صدای عشق را | ghazaleh-j | دانلود رمان ایرانی
لطفا به این داستان امتیاز دهید

دانلود رمان بشنو صدای عشق را

دانلود رمان بشنو صدای عشق را

نام کتاب: بشنو صدای عشق را

نام نویسنده: ghazaleh-j

خلاصه: دختری به نام رویا در سه هفته مانده به ازدواج با عشق زندگی اش، آرش، دچار سانحه ای شده و فراموشی می گیرد. رویا همه چیز و همه کس را فراموش میکند و همنیطور احساسش را نسبت به افراد مختلف از دست میدهد و از آرش میخواهد تا به دست آوردن حافظه اش از او دور بماند. در این هنگام، پدر رویا که از اول مخالف آرش بوده سعی میکند فرد جدیدی را وارد زندگی رویا بکند. عقابی خشمگین که به خاطر ماجراهای گذشته که رویا آن ها را به یاد ندارد ،عصبی و پرخاشگر منتظر مهلتی است تا زندگی را به کام رویا تلخ کند و انتقام روزهای رفته را بگیرد. زندگی خیلی تلخ است. تلخ تر از چیزی که رویای عاشق فکرش را بکند…

مشخصات کتاب

ژانر: عاشقانه

منبع: 98ia.com

زبان کتاب: فارسی

حجم کتاب: 1 مگابایت

فرمت فایل: PDF

تعداد صفحات: 79

بخشی از رمان
قبل از اینکه حرف دیگری بزند. کیسه های دستش توسط رویا کشیده شد. به خودش آمد و رویارا نگاه کرد که از در خانه داخل رفت. زیر لب گفت:
– فرفره ای … عین مامانت …
به سرعت دوید و وارد خانه شد. به سمت آشپزخانه رفت. رویا از این طرف به آن طرف میرفت و وسایل را جابه جا میکرد. جلو رفت و مچ رویا را که میخواست پرتقال ها را در سینک بریزد، در هوا گرفت. خوب می شناختش. میدانست نمی توانست بی نظمی را تحمل کند. درست مثل … سرش را تکان داد تا جلوی افکاری که همیشه بی موقع سراغش میامدند را بگیرد … با صدای نسبتا خشنی گفت:
– لازم نکرده با این سر و وضع خیست کمک من بکنی … برو شالت رو در بیار یه جا پهنش کن … نگاه کن انقدر این ور و اون ور دویدی، همه دنیا رو خیس خالی کردی …
صدای اعتراض رویا بلند شد:
– ولم کن فریبا … باشه بابا بذار این پرتقال ها رو بشورم بعد …
– نمیخواد … برو بیرون … بیرون
و رویا با حرکت دستش از آشپزخانه بیرون رفت. به سمت پنکه ای که در گوشه ی سالن می چرخید رفت و شال قرمز ترکمن اش را درآورد. خیلی دوستش داشت. انقدر بزرگ بود که از پشت تا روی کمرش میرفت. شال را روی پنکه انداخت و به سمت آشپزخانه برگشت.
فریبا با لحن شوخی گفت:
– پاتو گذاشتی تو آشپزخونه همچین میزنمت صدای الاغ بدی …
رویا نگاهش را به نگاه منتظر فریبا دوخت. ابروهایش را بالا انداخت و به سمت ظرف میوه های روی اپن رفت. روی اپن پرید و یکی از سیب های خوشرنگی که در کیسه چشمک میزد را برداشت. گازی زد و با دهن پر به فریبا گفت:
– کی خواست بیاد کمک که انقدر خوشحال میشی …
برگشت و فریبا را نگاه کرد. فریبا با دهن باز نگاهش کرد:
– می میری دیوانه … حداقل میومدی می شستیش … بعدم کدوم دختری توی خواستگاری اش کار میکنه که تو دومی باشی؟!
ابروهای رویا اینبار واقعا بالا پرید. کدوم دختری توی خواستگاری اش کار میکنه؟ شاید او اولی بود که کار نمی کرد. با دلخوری گفت:
– کدوم خواستگاری … تو هم دلت خوشه … با این وضع فقط خواستگاری کم بود.
فریبا اخم هایش را در هم کشید. زیر لب ولی طوری که رویا بشنود گفت:
– چه وضعی؟ مگه مهمه تو و یه نفری دوسال علاف هم بودین؟!
راهنمایی

_ آدرس اینستاگرام سایت: لینک

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های اندروید، برنامه Lirbi Book Reader را نصب بفرمایید.

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های آیفون، برنامه ibook را نصب بفرمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در کامپیوتر از نرم افزار Winrar استفاده نمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در گوشی های اندروید از برنامه RAR استفاده نمایید.

بخش دانلود

– دانلود کتاب نسخه PDF

اگر مشکلی در دانلود این فایل دارید، لطفا گزارش دهید.با تشکر

Leila

لیلا هستم، 25 ساله. علاقه م به کتاب و کتابخوانی باعث شد تا این سایت تاسیس بشه و بتونم قدمی کوچک در راه ترویج فرهنگ کتابخوانی بردارم.از بازدیدتون سپاسگزارم. (لطفا نظر فراموش نشه)

دیدگاه خود را بیان کنید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

avatar
  اشتراک در  
اشاره به موضوع
بستن فهرست