دانلود رمان در امتداد باران | Sara | دانلود رمان ایرانی | دانلود کتاب با بوک یاز
کانال تلگرام بوک یاز

دانلود رمان در امتداد باران | Sara | دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان در امتداد باران | Sara | دانلود رمان ایرانی
3.3 (65%) 4 votes

لطفا به این داستان امتیاز دهید
دانلود رمان در امتداد باران

دانلود رمان در امتداد باران

نام کتاب: در امتداد باران

نام نویسنده: _Sara_

خلاصه: وکیل جوان و موفقی با پیشنهاد عجیبی برای حل مشکل دختری از طریق خواندن دفتر خاطراتش مواجه میشود و در همان ابتدای داستان متوجه می شود که این دختر را می شناسد و در دوران دانشجویی با او همکلاس بوده است…

مشخصات کتاب

ژانر: عاشقانه، اجتماعی

زبان کتاب: فارسی

منبع: نودهشتیا

حجم کتاب: 10 مگابایت

فرمت فایل: PDF

تعداد صفحات: 1396

بخشی از رمان
خوب باشه دفتر جونم میدونم زیادی سعی کردم ازش حرف نزنم اما اما خودت میدونی که دلم براش یه ذره شدددده! تو
شمال ده بار اومدم بهش اس ام اس بدم که سال نو مبارک . اما با خودم گفتم که اون اصلا خبر نداره من شماره اش رو با هزار بدبختی گیر اوردم تا حالا تو کلاس یه سلامم بهش نکردم بعد بیام یهویی بگم آقای صدرا ثابت سال نو مبارک …”
صدرا آنچه خوانده بود را باور نمیکرد شاید این فقط یه تشابه اسمی بود اما اسم فامیل او طوری نبود که این باور را تقویت کند. بی میلی اش به خواندن کاملا از بین رفته بود. با کنجکاوی ادامه نوشته مربوط به آن روز را دنبال کرد:
“” بنابراین تصمیم گرفتم شخصیتم رو زیر سوال نبرم اوه اوه اوه الان ریحانه اینجا بود کلی بهم می خندید که بابا شخصیت …
بارم دارم چرند میگم اما راستش دلم تنگ شده! برای خودش، برای صداش، برای اینکه دستم رو بگذارم زیر چونه ام و اونو ببینم که از یکی از ردیفهای وسط کلاس جدی و آرام داره با استاد عباسی بحث میکنه. دلم برای بوی عطر تلخش که هر جا میره پشت سرش جا می مونه تنگ شدده …
برای اینکه هر بار منتظر بشم و ببینم که امروز چی پوشیده موهاش رو چه طوری درست کرده تنگ شددده … فقط منتظرم که این سه روز تموم بشه و برگردم دانشکده. گرچه از یکی ای بچه ها شنیدم که عید رو میره دبی اما میدونم که سروقت برای کلاسها بر میگرده اون دیونه درسهاشه مث من و بیشتر دخترهای دانشکده البته با این تفاوت که اون عاشق درسهاشه ما هم عاشق اون:D بازم چرت گفتم که !!! خیلی خسته ام برم لالا فکر نکنم تا بعد تعطیلات چیزی بنویسم شبت خوش همدم!”
نفس صدرا در سینه حبس شده بود ذهنش به سرعت به کار افتاد اشراقی باران اشراقی … و ناگهان ده سال قبل و باران اشراقی را به خاطر آورد … چطور توانسته بود این نام را فراموش کند … چهره اش از ناباوری پر شد … باور اینکه…
راهنمایی

_ آدرس اینستاگرام سایت: لینک

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های اندروید، برنامه Lirbi Book Reader را نصب بفرمایید.

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های آیفون، نرم افزار ibook را نصب بفرمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در کامپیوتر از نرم افزار Winrar استفاده نمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در گوشی های اندروید از برنامه RAR استفاده نمایید.

بخش دانلود

– دانلود کتاب نسخه PDF

اگر مشکلی در دانلود این فایل دارید، لطفا گزارش دهید.با تشکر

Leila

لیلا هستم، 25 ساله. علاقه م به کتاب و کتابخوانی باعث شد تا این سایت تاسیس بشه و بتونم قدمی کوچک در راه ترویج فرهنگ کتابخوانی بردارم.از بازدیدتون سپاسگزارم. (لطفا نظر فراموش نشه)

دیدگاه خود را بیان کنید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

avatar
  اشتراک در  
اشاره به موضوع
بستن فهرست