دانلود رمان شماره تلفنت رو دارم | استفان باند | رمان عاشقانه | دانلود کتاب با بوک یاز
کانال تلگرام بوک یاز

دانلود رمان شماره تلفنت رو دارم | استفان باند | رمان عاشقانه

دانلود رمان شماره تلفنت رو دارم | استفان باند | رمان عاشقانه
5 (100%) 2 votes
لطفا به این داستان امتیاز دهید
دانلود رمان شماره تلفنت رو دارم

دانلود رمان شماره تلفنت رو دارم

نام کتاب: شماره تلفنت رو دارم (Got Your Number)

نام نویسنده: استفان باند (Stephanie Bond)

خلاصه: دو زن در حال فرار. کارآگاهی جذاب به دنبال آن دو. و خطری بزرگ در کمین آنان. رکسان بیدلمن پیغام شومی را دریافت کرده که یادآور راز بزرگ زندگی اوست، و به اتفاق دختر عمه اش آنگورا که در مراسم ازدواج بشدت مضحکه می شود، راهی سفری می شوند که آبستن حوادثی هیجان انگیز و نامنتظر است. 

مشخصات کتاب

ژانر: عاشقانه، معمایی

منبع: romansara.org

زبان کتاب: فارسی

حجم کتاب: 4 مگابایت

فرمت فایل: PDF

تعداد صفحات: 279 

بخشی از رمان
وقتی پوست سر رکسان بیدلمن به جزجز افتاد،ناگهان متوجه شد که هنوز کلاه گیس قرمز روی سرش است.بابت اعتراض به حواس پرتی اش،لپهایش راباد کرد و همین طور که وانت را به پارکینگ رستوران ریگبی هدایت می کرد،کلاه گیس را از روی سرش برداشت.مطمئن بود ریگبی او را اخراج میکند.پیشخدمتی شغل مورد علاقه او نبود،اما مزایای زیادی برای او داشت.برادرزن ریگبی بیمه سلامت می فروخت و این شغل برای رکسان مزایایی داشت،یعنی اومی توانست به کارهای دیگرش هم برسد،مثل برنامه ی نجات همین امروز صبح.
او سرش را بالا و پایین کرد تا به موهایش حالت بدهد.موهای او کوتاه و سیاهبود،که حالا به پوست کله اش چسبیده بود.بعد به آن برس کشید.شهر بیلوکسی درایالت می سی سی پی به گرمای طاقت فرسا شهرت داشت،اما از آنجا که حالادوازدهم اکتبر بود،رکسان می توانست نفسی راحت بکشد.او در وانت را دو بارمحکم به هم زد تا بالاخره بسته شد.سپس دوان دوان خود را به در ورودی مخصوصکارکنان رساند.رفت و آمد خانواده ی لیندبرگ به ایستگاه اتوب**و*س از آنچه رکسان انتظار داشت بیشتر طول کشیده بود.
بیشتر مواقع دو پسر دوقلوی خانواده عادت داشتند لباسهایشان را در آورند و فقط با یک زیرپوش بگردند،و لباسهایشان این و آن ور بود. و حالا رکسان با نگاهی به
ساعتش، می دید که یکساعت تاخیر ورود دارد.
وقتی رکسان وارد آشپزخانه شد،هلن سرپیشخدمت رستوران گفت:”یه ساعت کردی.”
“ماشینم خراب شد”
این اولین بار نبود که رکسان دروغ می گفت و بهانه می آورد.
هلن که مثل مرغ قدقد می کرد،سومین بشقاب را هم در دست گرفت و گفت:”تصورش روبکن،یه وانت بیست و پنج ساله که همه ش دردسر درست می کنه.”
هلن زنی شصت ساله و تحصیلکرده بود.
“حالا ریگبی از دستم عصبانیه؟”
“آره،اما من ماستمالی کردم.با این حال بهتره حواست باشه.یکی دو تا ظرف خورش جور کن.”
بعد هلن غیبش زد، ولی دوباره سرش را از لای در آشپزخانه تو کرد،بعد با آن مژه های ریمل زده اش چشمکی به رکسان زد و گفت:”داشت یادم می رفت.مردی شبیه استیو مک کوئین سر میز شماره نه منتظرته. نیم ساعتی هست که معطله.”
سراپای رکسان را اضطراب فرا گرفت.از آشپزخانه به سالن سرک کشید تا بلکه آن مرد راببیند و بفهمد کیست…
راهنمایی

_ آدرس اینستاگرام سایت: لینک

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های اندروید، برنامه Lirbi Book Reader را نصب بفرمایید.

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های آیفون، نرم افزار ibook را نصب بفرمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در کامپیوتر از نرم افزار Winrar استفاده نمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در گوشی های اندروید از برنامه RAR استفاده نمایید.

بخش دانلود

– دانلود کتاب نسخه PDF

اگر مشکلی در دانلود این فایل دارید، لطفا گزارش دهید.با تشکر

Leila

لیلا هستم، 25 ساله. علاقه م به کتاب و کتابخوانی باعث شد تا این سایت تاسیس بشه و بتونم قدمی کوچک در راه ترویج فرهنگ کتابخوانی بردارم.از بازدیدتون سپاسگزارم. (لطفا نظر فراموش نشه)

دیدگاه خود را بیان کنید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

avatar
  اشتراک در  
اشاره به موضوع
بستن فهرست