دانلود رمان معشوقه شیطان | anital | دانلود رمان ایرانی | دانلود کتاب با بوک یاز
کانال تلگرام بوک یاز

دانلود رمان معشوقه شیطان | anital | دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان معشوقه شیطان | anital | دانلود رمان ایرانی
3.3 (66.67%) 6 votes
لطفا به این داستان امتیاز دهید

دانلود رمان معشوقه شیطان

رمان درخواستی یکی از کاربران عزیز

دانلود رمان معشوقه شیطان

نام کتاب: معشوقه شیطان

نام نویسنده: anital (آنیتا.س)

خلاصه: اطرافیان پرنیا فکر می‌کنند که پرنیا به خاطر تجربه ی وحشتناک و دردآوری که داشته دچار اختلال‌های روانی شده و چیزهایی که می‌بینه و می‌شنوه صرفا توهم و از علایم بیماریشه. برای عوض کردن حالش اونو با دوستای خانوادگیشون به سفر می‌فرستن… غافل از این که دوستاشون به شدت به احضار جن و روح علاقه پیدا کرده اند. همین علاقه زمینه ساز آشنایی پرنیا با کسی می‌شه که معتقده ریشه ی تمام توهماتشه…

مشخصات کتاب

ژانر: عاشقانه، ترسناک، اجتماعی

زبان کتاب: فارسی

حجم کتاب: 3 مگابایت

منبع: patogheroman.com

فرمت فایل: PDF

تعداد صفحات: 612

بخشی از رمان
فصل اول:
جایی بین مه و وهم…
“مه همه جا را پوشانده بود. نمی توانستم بیرون ماشین را ببینم… شیشه ی جلوی ماشین خورد شده بود… دود سیاهی ازکاپوت بلند می شد… سقف و در ماشین مچاله شده بودند… و فضای بیرون بین مه گم بود… .
سرمای هوا لرزه بر تنم انداخت. بخار از دهانم بلند می شد… دست هایم را بالا آوردم… دید چشم هایم تار بود… با قلبی که از شدت هیجان و ترس کم مانده بود از سینه ام بیرون بجهد به دست های زخمی و خونی ام نگاه کردم… دلم پیچ خورد…
ناله ای کردم و دستی به پیشانی خون آلودم کشیدم… دستم از خون خیس شد… با دیدن خونریزی شدید سرم حالت تهوع بهم دست داد… یک دستم را روی دلم و یک دستم را روی قلبم گذاشتم…. قلبی که آرام و قرار نداشت… .
با بدنی لرزان به سمت چپ برگشتم… با دیدی تار به صورت زخمی و رنگ پریده ی مرجان نگاه کردم. گوشه ی لبش پاره شده بود… موهای تیره اش از زیر شال قرمزش بیرون زده بود و به زخم خون آلود روی پیشانی اش چسبیده بود. صدایش
در سرم می پیچید:
برید… می یام… پشت سرتونم… .
با صدای خفه ای گفتم:
نه… .
انگار مه از درز درهای کج و کوله شده به درون ماشین حمله ور شد… همه چیز بین آن سفیدی وهم آور کمرنگ و کمرنگ تر می شد… داشبورد… فرمان… مرجان… .
بین سفیدی ها گم شدم… همه چیز پیش چشم هایم سفید بود… مه سفیدی در آن هوای سنگین و نمناک شناور بود… .
صدای هن هن نفس های شخصی را می شنیدم… کسی من را از پشت می کشید… گاهی پایش روی زمین کشیده می شد و خرت خرت می کرد… .
چشم هایم را تنگ کردم… سایه ای از اشیایی دور و برم را در مه تشخیص دادم… داشتم از ماشین دور می شدم… دست خونی ام را به سمت ماشین گرفتم و زمزمه کردم…
راهنمایی

_ آدرس اینستاگرام سایت: لینک

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های اندروید، برنامه Lirbi Book Reader را نصب بفرمایید.

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های آیفون، برنامه ibook را نصب بفرمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در کامپیوتر از نرم افزار Winrar استفاده نمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در گوشی های اندروید از برنامه RAR استفاده نمایید.

بخش دانلود

– دانلود کتاب نسخه PDF

اگر مشکلی در دانلود این فایل دارید، لطفا گزارش دهید.با تشکر

Leila

لیلا هستم، 25 ساله. علاقه م به کتاب و کتابخوانی باعث شد تا این سایت تاسیس بشه و بتونم قدمی کوچک در راه ترویج فرهنگ کتابخوانی بردارم.از بازدیدتون سپاسگزارم. (لطفا نظر فراموش نشه)

دیدگاه خود را بیان کنید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

avatar
  اشتراک در  
اشاره به موضوع
بستن فهرست