دانلود کتاب افسانه مرگ پیما | درنای جلد 7 | دیوید گمل | دانلود کتاب با بوک یاز
کانال تلگرام بوک یاز

دانلود کتاب افسانه مرگ پیما | درنای جلد 7 | دیوید گمل

دانلود کتاب افسانه مرگ پیما | درنای جلد 7 | دیوید گمل
لطفا به این داستان امتیاز دهید

دانلود کتاب افسانه مرگ پیما

دانلود کتاب افسانه مرگ پیما

نام کتاب: افسانه مرگ پیما (The Legend of Deathwalker)

نام نویسنده: دیوید گمل (David Gemmell)

نام مترجم: بلک لرد

مجموعه کتاب: درنای جلد 7 (The Drenai Saga, #7)

خلاصه: ماه همچون تیغه یک داس بر فراز دروس دلنوچ آویزان و سکوت سنگینی بر همه جا حاکم بود. پلین در نور مهتاب، به سمت پایین، به اردوگاه نادیرها می نگریست. فردا هزاران جنگجویی که آنجا جمع شده بودند، فریاد زنان در حال کشیدن نردبان ها و قلاب های آهنی شان به سمت نوار باریک زمین خون آلود خواهند آمد، آنها برای نبرد و مرگ فریاد خواهند کشید و دقیقا مثل امروز، آن صدا او را وحشت زده خواهد کرد و همچون سوزن های یخی پوستش را سوراخ خواهد کرد. 

مشخصات کتاب

ژانر: فانتزی، ماجراجویی، تخیلی

منبع: farest.blogsky.com

زبان کتاب: فارسی

حجم کتاب: 5 مگابایت

فرمت فایل: PDF

تعداد صفحات: 510

بخشی از رمان
سرآغاز
ماه همچون تیغۀ یک داس بر فراز دروس دلنوچ آویزان و سکوت سنگینی بر همه جا حاکم بود.
پِلین در نور مهتاب، به سمت پایین، به اردوگاه نادیرها مینگریست.
فردا هزاران جنگجویی که آنجا جمع شده بودند، فریاد زنان در حال کشیدن نردبانها و قلابهای آهنیشان به سمت نوار باریک زمین خون آلود خواهند آمد، آنها برای نبرد و مرگ فریاد خواهند کشید و دقیقاً مثل امروز، آن صدا او را وحشتزده خواهد کرد و همچون سوزنهای یخی پوستش را سوراخ خواهد کرد.
پلین تا کنون در عمرش این چنین نترسیده بود و شدیداً دلش میخواست که فرار کند، مخفی شود و زرهِ نا مناسبش را دور بیاندازد و به سمت جنوب – به سوی خانهاش – بشتابد.
نادیرها همچنان می آمدند، موج بعد از موج و فریادهای نبرد زُمختشان، نفرتشان را پیشاپیش ورودشان اعلام میکرد. یک زخم سطحی در بالای بازوی چپش ذُق ذُق میکرد و خارش داشت. گیلاد او را مطمئن کرده بود که این بدان معناست که زخم در حال خوب شدن است. ولی در حال حاضر آن زخم درد داشت و بشارتی نا میمون بود از درد بدتری که مطمئناً در راه بود.
او دوستانی دیده بود که از درد به خود میپیچیدند و فریاد میکشیدند ،چون شکمهایشان با شمشیرهای دندانهدار باز شده بود… پلین جنگید تا این خاطرات را کنار بزند. باد سردی از سمت شمال وزیدن گرفت و ابرهای سیاه بارانی را در آسمان جمع کرد. او لرزید و به یاد خانۀ رعیتی گرمش با سقف شالیپوش و آتشدان سنگی بزرگش افتاد.

راهنمایی

در اینستاگرام ما را دنبال کنید

در کانال تلگرام ما را دنبال کنید

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های اندروید، برنامه Lirbi Book Reader را نصب بفرمایید.

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های آیفون، برنامه ibook را نصب بفرمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در کامپیوتر از نرم افزار Winrar استفاده نمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در گوشی های اندروید از برنامه RAR استفاده نمایید.

بخش دانلود

– دانلود کتاب نسخه PDF

اگر مشکلی در دانلود این فایل دارید، لطفا گزارش دهید.با تشکر

Leila

لیلا هستم، 25 ساله. علاقه م به کتاب و کتابخوانی باعث شد تا این سایت تاسیس بشه و بتونم قدمی کوچک در راه ترویج فرهنگ کتابخوانی بردارم.از بازدیدتون سپاسگزارم. (لطفا نظر فراموش نشه)

دیدگاه خود را بیان کنید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

avatar
  اشتراک در  
اشاره به موضوع
بستن فهرست