دانلود کتاب چشم الهی | مجموعه شوالیه ها جلد اول | رابرت ای کلر | دانلود کتاب با بوک یاز
کانال تلگرام بوک یاز

دانلود کتاب چشم الهی | مجموعه شوالیه ها جلد اول | رابرت ای کلر

دانلود کتاب چشم الهی | مجموعه شوالیه ها جلد اول | رابرت ای کلر
لطفا به این داستان امتیاز دهید
دانلود کتاب چشم الهی

دانلود کتاب چشم الهی

نام کتاب: چشم الهی (The Eye of Divinity)

نام نویسنده: رابرت ای کلر (Robert E. Keller)

مترجم: کیارش شفیعیان

مجموعه کتاب: شوالیه ها جلد اول (Knights, #1)

خلاصه: جایی بدون مرز / بدون مرزی میان تخیل و واقعیت / و یک پسر در میان این مکان / و تصمیمی که باید گرفته شود / تصمیمی که سرنوشت خیلی چیزها را همراه خود دارد / تصمیمی که باید گرفته شود 

مشخصات کتاب

ژانر: فانتزی، تخیلی، تاریخی

زبان کتاب: فارسی

منبع: demon-li.blogsky.com

حجم کتاب: 5 مگابایت

فرمت فایل: PDF

تعداد صفحات: 327

بخشی از رمان
به نظر میرسید پدر لنون سان شیلد امروز بدتر از همیشه بود، هاله ای از تیرگی و ناامیدی او را همچون مهی سمی در بر گرفته بود. لنون به خاطر این هاله تیره خودش را کنارکشید اما به نظر می رسید تیرگی پدرش همچون پنجه هایی که قلبش را می فشرد همراه او بود و او را به گریختن از خانه وا می داشت. به نظر نمی رسید مادر لنون متوجه شده باشد و طبق معمول هر عصر عصبانی بود ، مادر لنون به شوهرش غرید:
“تو کاملاً بی مصرفی، من تمام روز رو تا جایی که حس میکنم به سختی می تونم تکون بخورم کار می کنم درحالی که تو ظرف های آب جوی خالی شده ات رو دورت جمع میکنی، حداقل کاری که می تونی بکنی اینه که اطراف خودتو تمیز کنی”
شوهرش غرید:
“تو که می دونی من مریضم”
برای لحظه ای تاریکی در چشمانش سوسو زد، نشانه از دیوانگی ای که در درونش جریان داشت، ادامه داد:
“دیگه نمی تونم اون طور که قبل ها بودم کار کنم وگرنه حتی لازم نبود انگشتت رو بلند کنی، من درحالیکه لبخند میزدم همه اش رو برات انجام می دادم”
 مادرش سرش را عقب برد و با تمسخر خندید:
“داری چیزای واقعاً خنده داری میگی شوهر، اما من خوب میشناسمت، تو قبل از اینکه مریض بشی هم تنبل بودی، نه ، سختی کارهای اینجا همش با منه”
لنون تکانی خورد، از زمانی که والدینش طوری رفتار میکردند که گویی به درد نخور است متنفر بود، حتی با وجود اینکه کلمات مادر لنون به سمت او نشانه نرفته بود دلش میخواست از شرم به زمین فرو برود.
بر خلاف پدرش لنون از تنبلی خودش شرمگین بود، ولی هیچ کاری برای اصلاحش انجام نمی داد. او گوشه ای می ایستاد و مادر نحیفش را نگاه میکرد که با تقلا هیزم ها را جابجا میکرد و بعد خود را در مقابل شومینه گرم میکرد. او فکر میکرد که ظرف های کثیف یک طوری خودشان را تمیز میکنند و قبل از اینکه به خودش زحمت برداشتن چیزی که سر راهش بود بدهد آنرا با لگد دور می کرد. با این حال وقتی…
راهنمایی

آدرس اینستاگرام سایت: لینک

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های اندروید، برنامه Lirbi Book Reader را نصب بفرمایید.

_ برای مطالعه کتاب در گوشی های آیفون، برنامه ibook را نصب بفرمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در کامپیوتر از نرم افزار Winrar استفاده نمایید.

_ برای خارج کردن فایل از حالت فشرده در گوشی های اندروید از برنامه RAR استفاده نمایید.

بخش دانلود

– دانلود کتاب نسخه PDF

اگر مشکلی در دانلود این فایل دارید، لطفا گزارش دهید.با تشکر

Leila

لیلا هستم، 25 ساله. علاقه م به کتاب و کتابخوانی باعث شد تا این سایت تاسیس بشه و بتونم قدمی کوچک در راه ترویج فرهنگ کتابخوانی بردارم.از بازدیدتون سپاسگزارم. (لطفا نظر فراموش نشه)

دیدگاه خود را بیان کنید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

avatar
  اشتراک در  
اشاره به موضوع
بستن فهرست